ایران جوک98

ایران جوک98

ایران جوک98

ایران جوک98

ایران جوک98
ایران جوک98
پشتیبانی توسط Hacker M.T
Hacker M.T سفارش هک @MT_Public
موضوعات
آرشیو
پشتيباني آنلاين
آمار
نویسندگان
جستجو
جدید ترین مطالب
امکانات جانبی
تبلیغات
ایران جوک98
#حسود_هرگز_نياسود

روزي پادشاهي ولخرج هنگام عبور از سرزميني
با دو دوست جوان ملاقات كرد.
اين دو دوست بينوا كه تا آن زمان با گدايي امرار معاش مي‌كردند،
همچون دو روي يك سكه جدانشدني به نظر مي‌رسيدند.
پادشاه كه آن روز سرحال بود، خواست به آنها عنايتي كند.
پس به هر كدام پيشنهاد كرد آرزويي كنند.
ابتدا خطاب به دوست كوچك‌تر گفت:
«به من بگو چه مي‌خواهي قول مي‌دهم خواسته‌ات را برآورده كنم.
اما بايد بداني من در قبال هر لطفي كه به تو بكنم،
دو برابر آن را به دوستت خواهم كرد
دوست كوچك‌تر پس از كمي فكر با لبخندي به او پاسخ داد:
«يك چشم مرا از حدقه بيرون بياور!»
مثل فرانسوي:
حسادت اولين درس شيطان به انسان احمق است.
.
نویسنده .#ابراهیم_امینی
برگرفته از کانال داستان سرا

تعداد بازديد : 124
یکشنبه 07 آذر 1395 ساعت: 04:58
نویسنده:
نظرات(0)
می پسندم نمی پسندم

مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب

درباره ما
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
آخرین نظرات کاربران

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید