حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم

حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم

حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم

حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم

حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم
حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم
پشتیبانی توسط Hacker M.T
Hacker M.T سفارش هک @MT_Public
موضوعات
آرشیو
پشتيباني آنلاين
آمار
نویسندگان
جستجو
جدید ترین مطالب
امکانات جانبی
تبلیغات
حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم

حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم
حالا که فرو ریخته دیوار غرورم

حالا که به اندازه‌ی عمری گله دارم
ای کاش بیایی، بشوی سنگ صبورم

ای کاش بدانی که چه محتاج تو هستم
امروز که تنها شدم و از همه دورم

ویرانه‌ی یک کاخ بزرگم که صد افسوس
پنهان شده از دیدِ همه، گنج حضورم

یک سایه‌ی افتاده به خاکم که از این شهر
سرخورده و بی‌حاشیه در حال عبورم

چون شمع که بی چون و چرا سوخته باشم
توهین شده انگار به صد جای شعورم

پروانه کنارم بپر امروز که فردا
امّید ندارم نه به گرما، نه به نورم

ای کاش بیایی که تو را سیر ببینم
حرفی بزنی کاش، که فردا کر و کورم

تا هستم و هستی لبِ دیوارِ حیاتم
جولان بدهی کاش که فردا لبِ گورم..



تعداد بازديد : 147
جمعه 05 آذر 1395 ساعت: 03:22
نویسنده:
نظرات(0)
می پسندم نمی پسندم
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب

درباره ما
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
آخرین نظرات کاربران

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید