تعداد بازديد : 163
آموزش استفاده از تصاویر در Html
تعداد بازديد : 168
آموزش کامنت گذاری در HTML
تعداد بازديد : 164
آموزش تگ های br و hr در Html
تعداد بازديد : 182
آموزش تگ های تاکیدی در Html
تعداد بازديد : 174
آموزش تگ پاراگراف در Html
تعداد بازديد : 180
آموزش تگ های Heading در Html
تعداد بازديد : 181
داستان خالی شدن در خاله
سکس با خاله سکسی
این یک داستان است نه خاطره
با صدای روح خراش نون خشکیه از بلندگو یکی از هشتاد میلیون سیاه بخت
بیدار شدم، کیرمو حواله خواهر و مادرش کردم، چرا منو از امن ترین و بهترین سرپناهم بیرون کرده، مدت های مدیدی بود که خواب را جایگزین زندگی واقعی کرده بودم و در بیداری خواب بودم، کم کم چشام سنگین شد و ذهنم یه سوژه برای چندین ساعت خلسه و تداعی پیدا کرده بود، خواهرشو تو خواب چند روش سامورایی کردم، به مادرش که رسیدم کسی ژولیده با پشمای شبیه به پشم گوسپند و نیش خندی شیطانی و چمانی با حالت درنده وار، قبل از هر عملی سریع دو زانویش را دور پاهایم گذاشت و دستامو در حالتی که به پشت دارز شده بودم قفل کرد، کیرم انگار داخل کاکتوس شد بود قبل از اینکه دادم بلند شه دست چرکین و پینه بسته اش را که بوی دود میداد دم دهانم گذاشت، پشمان کسش مثل خزه رشد کردند و به آرامی تمام وجودم را می بلعید دیگه نمیتونستم نفس بکشم که با صدای؛ های سجاد چته از خواب پریدم
زندگی کم کم خوابم رو هم ازم میگرفت
با کوفتگی از کردن کس دندان دار مادر نون خشکی محله از تختم بلند شدم و به کرامت هم خونگیم گفتم بی شرف بعد چند سال یه بار به درد خوردی
خودم رو با زحمت از تخت جدا کردم و شیر کاکائو کرامت که آماده خوردن بود رو سر کشیدم و بستی تریاک که از بزم دیشب نوابغ دانشگاه چمران مونده بود رو دود کردم تا از اون حال تخمی رها شدم با لباس ها رفتم داخل حمام و کرامت را از زیر دوش حل دادم کنار، دادش دراومد که شیرم رو خوردی حالا هم میخوای بکنیم؟!
گفتم مال خوبی نیستی وگرنه الان داشتی کاسبی میکردی
با کس گفتن ها همیشگی حمام کردیم و یه تیپ خفن زدیم و از خونه بیرون رفتیم، طبق معمول مسیرمون همجا بود الا دانشگاه
خاله روی عادت همیشگی زنگم زد و گفت شام اینجایی، میرضم و مهمون دارم و بهونه های دیگه هم پذیرفته نیست دیدم که چاره ای نیست قبول کردم
وارد خونه که شدم خاله طبق معمول شروع کرد به قربون صدقه رفتنم
به خدا که تو با این کت شلوار مشکی اسپرتت و قد بلندت، چشمای عسلیت هیکل ورزشکاریت و …اگر یه خورده تلاش کنی یه آدم معروف میشی.
خاله یه جوری قربون صدقم میری انگار مامان بزرگی، همسنیم ها. خوشم نمیاد اینجور قربون صدقم میری، بعدم چرا انقدر خودتو اذیت میکنی این همه تشریفات و آرایش اگه کسی ندونه فکر میکنه جاریت اومده میخوای روشو کم کنی
این چه حرفیه عزیزم خو تو داخل این شهر غریبی مامانت نمیگه هوای پسرمو نداشتی، بعدشم گور پدر جاری فقط خودت و دیگه هیچ. میخوام وقتی میای پیشم هچی کم برات نزارم، این تاپ و شلوار رو از ترکیه خریدم برای شوهر الاغمم نمیپوشم چه برسه به جاری گور به گوری
میگم خاله این شوهرت بیست چهاری ماموریته، یعنی در ماه نباید نصفشو خونه باشه
اسمشو نیار وقت به این خوبی رو خراب نکن ، نه قیافه داره نه شعور نه معرفت
اینا رو بایستی موقع بله گفتن یادت میومد هرچی تو سرمون زدیم کور مال ثروتش شدید، این کاخ و ماشین زندگی نمیشن ولی کی گوش داد به من، همتون کور و کر ثروتش شدید، قیافه عنشم براتون بردپیت شده بود
این حرفای همیشگیمون بود که خالم بایستی از هر طریقی یک ساعتی از شوهرش بگه، واقعا این مردمو درک نمیکنم همه چیزشون رو برای پول میفروشن فکر بعدشو نمیکنن که اگر به اون پوله رسیدن زندگی چیزای مهمتری هم داره که خودشون رو به رخ میکشن و نداشتنشون جایگزینی نداره.
دیگه آخرای شب شده بود میخواستم برم که خالم طبق معمول مانع شد و این بار واقعا هر بهونه ای آوردم حریف نشدم، خونه خاله بودن وقتی از چند ساعت رد میشد دیگه قابل تحمل نبود و میخواستم فرار کنم حتی چند باری بدون خداحافظی به بهونه های مختلف میرفتم که برگردم و دیگه برگشتی در کار نبود ولی خاله دیگه من رو خوب بلد بود و گولم رو نمیخورد، همه تلاششو میکرد که خوش بهم بگذره از مشروب و رقص تا صحبت کردن از رابطه هام ولی خاله نمیدونست که من از داخل خرابم و این چیزا دیگه مثل تکرار یک فیلم ملال آورن برام ولی کو گوش شنوا
دیگه ساعت ۲ شده بود و اخرین سکانس خاله یعنی فیلم ترکیه ای که خاله مینا همراه با پخش برام تحلیل روابط میذاشت هم روبه پایان بود و وقت خواب
ودکای روسی خاله کلمو داغ کرده بود و کم کم داشتم خمار تریاک میشدم این اواخر به جز خواب پناهگاه دومم افیون شده بود و تا مرز اعتیاد پیش رفته بودم حالت عادی فقط کسل میشدم ولی با اون ودکای لعنتی خاله کامل خمار شده بودم، یه نصف قرص متادون رو از جیب کتم در آوردم و بالا انداختم
با اون حال تخمیم بایستی حتما به تحلیل های خاله هم فید بک میدادم.
خاله خاله من خوشکل ترم یا این فلان بازیگر فیلم ببین اینا با هزارتا عمل سینه و باسنشون رو اینطور کردن ولی من طبیعی چه رو فرمم باسنم شبیه به جنیفر لوپزه چشامم بدون لنز مثل چشای خودت عسلیه، نگاه به کمرم کن
با تو ام میگم نگاه کن، بلند شد و با اون نصف لباساش یه چرخی جلوم زد
به به خاله واقعا عالی همچیزت تکه ( این حرفای خاله رو میزاشتم پای مستیش)
مقداری به حرفاش گوش میدادم که وقتی بازخورد میخواد یه کسی پرتاپ کنم که متهم به بی توجهی نشم
هنوز قرص اثر نکرده بود و بدنم درد خماری گرفته بود که گفتم خاله به خدا بدن درد دارم بزار من برم، راسی لباس خوابمم که نیاوردم، لباس های شوهر الدنگتم برا من کوچیکن، خاله برای هر درخواست من یه پیشنهاد سریع میداد که به هدفش که تا اون شب برای من هیچوقت آشکار نشده بود، نزدیک تر بشه، رفت یه شلوارک گشاد آورد برام، گفت اینو بپوش پیرهن نمیخوای
منم که از مستی و خماری و اینکه دیگه مطمئن شده بودم امشب هیج راه فراری ندارم جز پناه بردن به خواب، رفتم تو اتاق و لباسامو درآوردم و شلوارک
گشاد گل گلی رو پوشیدم خواستم برم سمت یه گوشه اتاق دارز بکشم که دیدم خاله داخل چهارچوب دره
خاله ناسلامتی داشتم لباس عوض میکردم ها، به خدا تو نباید حتی شربت سرماخوردگی الکل دار بخوری
(خاله از قبل برنامه ریزی هاشو کرده بود یا در لحظه نقشه میریخت)
مگه نگفتی بدن درد دارم بیا تو اتاق خودم تا علاجت کنم
من احمق هم جوری پشت سرش رفتم که انگار خاله دکتره و الان آمپولی سرمی بهم میزنه،
خاله همیشه داخل اتاقت شمع روشنه؟!؟
بیا دراز شو رو تخت فضولیش به تو نیومده
منم فقط میخواستم از خاله سریع تر خلاص بشم و بخوابم ترجیح دادم دیگه باهاش وارد بحث نشم که تا سر صبح نمیزاره بخوابم، سریع دراز شدم رو تخت دو نفرش با ریزش مایعی داخل کمرم یه تکونی خوردم که خاله گفت برا ماساژه، خاله ترک عادت کرد و نزاشت من هیچ جوابی بدم و شروع کرد مالیدن کمرم
خاله عزیزم داری نوازشم میکنی یا ماساژ میدی؟
خاله فقط حرف نزن بزار کارمو بکنم
خاله از کش شلوارک دستاشو میکشید تا پشت گردنم و هر بار که این کارو میکرد چند سانت شلوارکمو میداد عقب و از شونه هام انگشتاشو میرسوند تا روی بالای قفسه سینه ام، قرص اثرشو کرده بود و من دوفازه شده بودم با تاریکی اتاق خاله و نور شمع ها و ترکیب ماساژ خاله کمی وارد خلسه شده بودم
خاله خیلی آروم داشت بدنمو فتح میکردم ولی من هیچ حسی به جز ماساژ نداشتم بعد از چند دقیقه شلوارم اومده بود وسط کونم ولی من همچنان متوجه هدف خاله نشده بودم که یکدفعه خاله شلوارکمو کشید تا روی قوزک پام، کمی به خودم اومدم گفتم خالهههه، حرفم برید گفت خاله و درد بزار کارمو بکنم، حرص و عصبانیت توی صدای خاله منو از منگی الکل افیون بیرون کشید و دنیای مبهم دیگری در ذهنم باز کرد که هیچ چیزش برایم آشنا نبود
تصمیم به سکوت گرفتم یا بهتر بگم حرفی برای گفتن نداشتم، خاله نشست روی کونم که کل بدنم گر گرفت، و کیرم که کامل خواب بود به یک باره قد علم کرد، کونم رو جمع کردم و از شدت تعجب اتصال کس و کون لخت خاله با کونم، دنیای ناشناخته برایم بشدت مبهم تر شد و حتی کمی ترسیدم و حالا شهوت هم به این احساس اضافه شده بود، هیج درکی از این لحظه و حس نداشتم و به سکوت خودم ادامه دادم چون سیخ شدن کیرم منو هم شریک جرم کرده بود.
خاله بدون هیج حرفی ادامه ماساژش رو میداد انگار همه چیز عادیه، کون روغنیش رو سر داد روی پاهام و ماساژ رو متمرکز کرد روی کونم کم کم تا زیر تخمام رو ماساژ میداد من که اسیر شرم عیان شدن کیر شق شده و شهوت سربه فلک کشیده شده بودم اگر میخواستم هم نمیتوانستم اعتراضی کنم
خاله از سکوت من نهایت استفاده رو میکرد و وسعت کارش رو به تخمام رسونده بود، در خرابه ذهنم با سرعت زیاد همه کارهای خاله ام تا ۱۰ سال گذشته جلوی چشام مرور میشدن و تازه دلیل حرکاتشو درک میکردم و این تصاویر باعث افزایش شهوت و حرکات ضربه مانند کیرم که روی تشک قفل شده بود، میشد به یکباره خیس شدن تخمام داخل دهان خاله و لمس شدن ممه هاش روی پاهام باعث صدای ناخواسته آخ از دهان من شد
خاله من در حال خوردن تخمام بود که با یک دست کیرمو سفت گرفت ولی از حرکات ناشیانه معلوم بود قدرت عملیات داخل اون حالت رو نداره
که من به آرامی شروع به چرخیدن کردم و خاله از روم بلند شد و اجازه چرخیدن داد، هیچ حرفی بین ما رد بدل نمیشد، سکوت محض چرخش نور و سایه های شمع روی بدن خاله افکار دیگری داخل ذهنم قطار کرد
و حرفای چند ساعت پیش خاله در این سکوت در فکرم بلند بلند بیان میشدن
کون من مثل کون جنفیر لوپزه، بدنم سکسیه، این حرفا در ذهنم و تصویر جلویم در حال پخش زنده بود، تازه من برای اولین بار با دید سکسی به خاله خودم نگاه میکردم و غرق حرفای خاله بودم و میفهمیدمشون. کیرم بدون هیچ آماده سازی تا حلق، خاله بلعیدش،بدون هیچ اختیار کمرم رو بلند کردم و موهاشو چنگ زدم بعد از چند لحظه دست بردم سمت کون خاله و با کشیدنش سمت خودم منظورمو رسوندم که خاله برعکس شد و کونشو داد جلوی صورتم، داراز شدم و کسش رو جلوی صورتم تنظیم کردم، دستامو دور پاهاش حلقه کردم و دو طرف کونشو چنگ زدم و زبونمو یه جرخش ماهرانه داخل کسش دادم صدای خاله با آیی بلندی شروع شد، چند لحظه مکس کردن و مبهوت س و کون فوق سکسی خاله شدم، زبونمو بالا پایین کشیدم و بعد چند بار کامل فرو میکردم و میچرخوندم، جوی اب خاله جاری شده بود کس شیو شده با بوی عطرش نشون از آمادگی قبلی میداد، خاله خیلی حرفه ای کیرمو تا ته حلق فرو میکرد دیگه نزدیک ارضا بودم که بلند شدم و خاله رو داگی کردم با کمی بازی دادن کیرم دم کسش آروم فرو کردم، صدای جیغ از شهوتش، شهوتم رو به نهایت رسوند. با توان کیرمو داخل کس تنگ خاله می کردم و صدای تلنبه ها آهنگ اتاق شاعرانه خاله رو تکمیل می کرد، بعد چندین تلنبه محکم موهاشو کشیدم سمت خودن که دستاشو از رو تخت بلند کرد و من دستامو دور ممه های سفت و خوش فرمش حلقه کردم و با کم وجودم آبمو داخل کسش خالی کردم و همون حالت روش دراز شدم، انگار همه هستیم با آبم داخل کس تنگش خالی شده
اون شب بدون حتی یک کلمه صحبت به پایان رسید
صبح که از خواب کنار خاله لخت بیدار شدم بیشتر از همیشه نیاز به فرار کردن و گم شدن داخل خواب هام داشتم، چشامو بستم به امید چند ساعتی از این دنیا خلاص شدن اما صدای نون خشکیه تمام تلاشم رو به باد داد
انگار این صدای لعنتی که فقط توی خوزستان ازش پیدا میشه مامور عذاب من شده
پایان
تعداد بازديد : 743
داستان سکس با خاله نازم
سلام اسم من رضاس 20 سالمه کیرمم 18 سانته و تقریبا کلفته از پچگی همش خونه پدربزرگم بودم اونجا از هفت دولت آزاد بودم ویه خاله دارم که خیلی دوستم داشت اسمش نازیه و 30 سالشه بدن تو پری داره سایز ممه هاش 80 صورتی کون گرد و خوش فرمی هم داره که دل هر مردی رو میبره قیافش هم متوسطه خاله نازی با من خیلی راحت بود بیشتر وقتا با یه تاپ و شلوارک جلوم میچرخید اون ممه هاش تو اون تاپ حسابی خود نمایی میکرد من بیشتر شبا اونجا میخوابیدم چون پدربزرگم از وقتی 14 سالم بود فوت کرده و مامانم همیشه منو اونجا میفرستاد که تنها نباشن خلاصه خالم یه تخت دو نفره داشت که شبا وقتی اونجا میخوابیدم باهم رو تخت میخوابیدیم همیشه هم شبا کلی شوخی میکردیم و فیلم میدیدیم که خاله نازی عادت داشت موقع خواب یه تاپ ابريشمی بدون سوتین که وقتی و یه شلوارک بپوشه من اوایل اصلا بهش حسی نداشتم تا اینکه یه روز من بیخبر امده بودم خونشون و چون کلید داشتم دیگه زنگ نزدم رفتم داخل مادر بزرگم خونه داییم بود و خالم تنها بود وقتی رفتم داخل صدایی نشنیدم بعد فهمیدم خاله تو حمومه بعد چون خسته بودم رفتم رو تخت دراز کشیدم با موبایلم ور برم که صدای در حموم امد بعد خالم که فک میکرد کسی خونه نیست با شرت بدون کرست بیرون امد و مستقیم امد تو اتاق که یهو منو دید ترسید و یه جیغ کوچلو زد و سریع رفت که حوله دورش بپیچه واااای من چیی میدیدم دوتا ممه گرد صورتی خوردنی پاهای کشیییده وسفییید و یه کص قلمبه که ازپشت شرت معلوم بود خاله نازی که لباس پوشید برگشت گفت خیلی بیشعوری بلد نیستی یه صدایی در بیاری از خودت جن زدم کردی من که خیلی خجالت کشیده بودم گفتم واقعا ببخشید نمیدونستم اینجوری میای
نازی:اشکال نداره کاریه که شده حالا برو گمشو بیرون میخوام لباس عوض کنم
رفتم تو حال نشتم آقا خدا برات روز بد نیاره . هعی اون صحنه میومد تو ذهن ام همش به ممه های تو پرش فکر میکردم . و شب با یه دست جق تو دسشویی خوابیدم.
خلاصه من تو این روزا حسابی چشم چرونی خالمو میکردم به شب که داشتیم باهم شوخی میکردیم منم به شوخی از پشت بغلش کردم و بلندش کردم که دسام لیز خورد رفت رو سینه هاش اولش خجالت کشیدم بعد دیدم چیزی نگفت تعجب کردم، خلاصه موقع خواب هم چند بار عمدا به سینه و کونش خودمو مالیدم فهمیدم نه خانوم هم کصش میخاره خلاصه تو این چند مدت فکرم همش به کردن نازی جون بود تا اینکه یهو یه خاستگار پیدا شد براش، وضعش خوب بود و خاله نازی قبول کرد و ازدواج کرد ورفت تهران من موندم فکر خالم و روزی دو دس جق به فکر خاله نازی، کم کم از فکرش در امدم تو این مدت هم به پیشنهاد یکی از رفیقام رفتم دوره ماساژ و شروع کردم در کنار درس تو یه مرکز ماساژ کار کردن که کم کم حرفه ایی هم شدم تا اینکه بعد یه سال شنیدم خالم داشت با مامانم تلفنی حرف میزد که میگفت مچ این شوهر الدنگشو با یه دختر گرفته گفت میخوام ازش جدا شم و مهریشو هم ازش گرفته که یه خونه تو تهرانه. خالم هم جدا شد و تصمیم گرفت تو همون خونه تو تهران زندگی کنه خلاصه بعد چند ماه یه مرکز ماساژ جدید تو تهران افتتاح شد که قرار بود من اونجا رو بچرخونم تو کونم عروسی بود هم پول خوبی گیرم میومد هم از اینکه نزدیک خالمم خوشحال بودم خلاصه کارای مهمانی دانشگاهو انجام دادم و رفتم تهران چند روز اول تا افتتاحیه مکان تو مرکز میخوابیدم و کارای اونجا رو انجام میدادم که وقنی خالم فهمید تهرانم زنگ زد : نامرد تو چند روزه تهرانی و بم سر نزدی
من: سلام نازی خانم من تو این چند روز اینقد سرم شلوغه که وقت سر خاریدن هم ندارم
نازی: نمیدونم من این حرفا حالم نیست دو ساعت دیگه تو خونه منتظرتم
من:قول نمیدم ولی سعی میکنم بیام
کارامو کردم و راه افتادم سمت خونه نازی که 20 دیقه راه بود یکم شیرینی تو راه گرفتم که دس خالی نرفته باشم، خلاصه رسیدم درو که باز کرد دهنم از تعجب باز موند وااای چیشد بوود خالم تبدیل شده بود به داااف توووپ که کیرمو دم دری بلند کرد سلام کردم و اون محکم بغلم کرد که اون ممه های گندش تو سینم فشار اورد که اون نرمی ممه هاش دیوونم کردم، رفتم داخلو بعد کلی احوال پرسی و شوخی گفتم ناقلا خوب به خودت رسیدی ها
نازی گفت بعد اون کثافت برای اینکه افسروه نشم تصمیم گرفتم برم باشگا و کلاس رقص که یکم روحیم عوض بشه. نگفتی خودت چیکار میکنی شنیدم ماساژور شدی حتما یادم بنداز یه ماساژ توپ ازت بگیرم
بله شما امر بفرما نازی جوون
خلاصه نهار رو که خوردیم با ماشین رفتیم دور دور که خالم حسابی تیپ زده بود یه مانتو جلو باز مه تا زیر کونش بود با یه ساپرت تنگ رنگ بدن که حسابی کس و کونشو بیرون انداخته بود بیرون انداخته یه خورده خرید کردیم و رفتیم سینما که خالم همش دستمو گرفته بود و خودشو بهم میمالید که خودم واقعا تعجب کردن از این رفتارش گفتم نکنه این بازم کسش میخواره. وقتی برگشتیم نازی گفت برو وسایلتو بیار از امشب اینجا میخوابی که من کلی ناز کردم و اونم کلی اصرار کرد در نهایت قبول کردم و رفتم وسایلمو که چندا لباس و وسایل دانشگاهه رو اوردم و اونجا موندم تو این چند روز کلی خوش گزروندیم وحال کردیم یه شب که نازی مهمونی دوستش دعوت بود بم گفت توهم بامن بیا اون شب هم که رفتیم مهمونی کلی باهم رقصیدیم و چند پیک ویسکی زدیم که من یکم سرم گیج ر فت و دیگه نخوردم ولی نازی که حسابی مست شده بود هی میریخت میزد که هر جقد جلوشو میگرفتم ول کن نبود تا اینکه دیگه داشت هزیون میگفت دیگه بزور زیر بغلشو گرفتم و بردمش بیرون خوب شد من بیشتر نمیخوردم وگرنه کی اینو جم میکرد وقتی رسیدیم خونه بردمش بالا و گزاشتمش رو تخت که گفت رضا گرممه لباسامو بکن که گفتم خاله زشته خودت در بیار که گفت خجالت نکش تو که همه جامو قبلا دیدی خلاصه منم گفتم باشه و امدم اول پیرهنشو در اوردم که زیرش یه سوتین مشکی پوشیده بود که گفت اینم در بیار عشقم گفتم مطمئنی خاله گفت بازش کن هوا بخورن بعد گیره سوتین شو که باز کردم یه هو دوتا ممه گرد سفیید خوردنی افتاد بیرون چیزی نمونده بود همونجا خودمو بندازم روش و هفتاد روش سامورایی بگامش ولی جلو خودمو گرفتم دوس نداشتم وقتی مسته بکنمش بعد شلوارشو کندم و رفتم بیرون داشتم میمردم از شق درد که وقتی فهمیدم کاملا خوابه رفتم بالا سرش و یکی از ممه هاشو گرفتم دستم وای انگار دنیا رو داده بودن بهم سفیییید و نرم یه جق مشتی زدم وقتی ابم امد خودمم تعجب کردم تا حالا اینقد اب از کیرم نزده بود که یکم از ابم هم پاشید رو شکمش که با دستمال پاکش کردم و خودمم رفتم خوابیدم خلاصه چند روز گزشت حس میکردم رفتار خاله نازی با من تغییر کرده همش قربون صدقم میرفت و جلوم با لباسای سکسی میچرخید، منم گفتم دیگه واجب شد بکنمش کلی نقشه کشیدم خلاصه یه روز که خونه بودم خاله که از باشگا امد خونه بی حال بود مستقیم رفت حموم وقتی درامد گفتم خاله نازی خوبی؟
نازی :نه امروز پدرم در امد تو باشگا کل بدنم درد میکنه
منم یهو ایم فکر امد تو ذهنم گفتم خاله میخوای یه ماساژ اساسی بهت بدم که دردت فرامووش کنی
نازی: نه گلم خودم خوب میشم
اتفاقا واسخ ورزشکارا ماساژ لازمه، یکم ناز کرد ولی هر طور شده راضیش کردم، خاله تا تو بری اماده شی منم برم روغن و چندتا ملافه تمیز از تو ماشین بیارم(همیشه وسایل ماساژ تو ماشین داشتم) وقتی امدم دیدم با یه شلوارک و تاب نشسته رو تخت گفتم ناززی تو که هنو اماده نشدی
نازی :نه من امادم
عزیزم باید کل لباساتو دراری روغنو رو لباسات بریزم!
نازی: رضااا من خجالت میکشم نمیتونم
نمیخوام که بخورمت در ضمن رو او جاهای هم خجالت میکشی حوله میزارم که نکشی من میرم بیرون امده باشم لخت باشی ها اونم گفت خفه باشه
وقتی امدم دیدم با شورت و سوتین رو شکمش خوابیده من روغنو اوردم و بدون اینکه چیزی بهش بگم سوتینشو باز کردم و کشیدم اونمم با اخم گفت رضاااا منم گفت حرررف نباشه اونم چیزی نگفت یه موزیک ملایم گزاشتم و شروع کردم روغنو ریختم رو کل بالا تنش و پاهاش و از انگشتای دستش ماساژ دادن بعد رسیدم به گردنش که گفت رضا گردنم بیشتر ماساژ بده که منم با حرکت های ملایم همه ی گردنشو که روغنی شده بودو میمالیدم که اونم کم کم نفساش تند شد بعد امد پایین و کمرش ماساژ میدادم که اونم قشنگ حال میکرد بعد رفتم سراغ پاهاشو و ده مین کامل پاهاشو خوب ماساژ دادم بعد بعد رفتم سراغ اون باسن قلمبش که دستامو کمی میبردم زیر شورتش و بالای کونشو ماساژ میدادم دیدم چیزی نگفت کم کم دستامو بیشتر بردم که دیدم انگار خوشش میاد بعد دم گوشش گفتم نازی شورتت اذیت میکنه باید درش بیارم اونم گفت باشه ولی هیزی نکنی، منم شورتشو گرفتم اونم باسنشو داد بالا تا راحت درش بیارم همینکه درش اوردم واای چی میدیم یه کس سفید دو کیلویی یدونه مو هم نداشتم دوس داشتم همونجا بیوفتم روش و بکنمش ولی میترسیدم ریسک کنم
روغن و ریختم رو باسنش بعد ریختم لا کونش که شکل خوبی گرفت اونم انگار خوشش امد شروع کرد کونشو لرزوندن من اینجا دیگه کیرم داشت میترکید بعو دوتا لمبرای کونشو تو دستم گرفتم و شروع کردم ماساژ دادن
تو حین ماساژ هم هی لمبرای کونشو از هم وا میکردم که کس و کونشو خوب ببینم بعد یکم پاهاشو باز کردم و روع کردم دور کسشو ماساژ دادن اینجا نازی دیگه شروع کرد نفس زدن بعد بهش گفتم برگرده اونم برگشت و چشاشو از خجالت باز نکرد منم روغنو ریختم رو ممه هاش و شروع کردم دو ممه هاشو دونه دونه دو دستی چلوندن دیدم داره لباشو گاز میزنه و به نفس نفس افتاده بعد نوک ممه هاشو که سیخ شده بود رو بین انگشام نیشکون میگرفتم که خیلی حال میداد بعد امدم پایین و رفتم سراغ شکمشو یکم ماساژ دادم تا رسیدم بالای کسش که یکم پاهاشو باز کردم و دور کسشو حسابی ماساژ دادم که دیگه خالم دیگه از حشریت صداش در امد هی آهه میکشید منم دیگه دستمو گزاشتم رو کسشو میمالوندم بعد یهو انشگتمو کردم تو کسش و شروع کردم با انگشتم تلمبه زدن تو کسش که نازی قشنگ داشت اههه میکشید و میگفت جووون محکمتر و با انگشتاش نوک ممه هاشو فشار میداد منم اونو داگی نشوندم و سرمو گزاشتم لاپاش و شروع کردم کسشو خوردن کسش مزه ی خوبی داشت بعد حین لیسیدن کسس انگشتمو فرو کردم تو کونش که نازی یه اااه محکم کشید کم کم دوتا انگشتمو کردم تو کونش تا قشنگ جا باز کنه بعد دوتا انگشتمو در اوردم فروو کردم تو کسش که دیگه اینجا ابببش امد که حشری تر شد و داد میزد کییرر میخواام رضا منم گفتم جووون الان همشووو میدم بهت مال خودته بعد منم شلوار وشورتمو در اوردم و کیر انداز بادمجونمو گزاشتم جلو دهنش اونم شروع کرد ساک زدن اینقد خووب ملچ و ملوچ میکرد که گفتم یکم ادامه بده ابم میاد که گفتم بسه بعد من خوابیدم رو تخت و اونم امد روم کسش لیز لیز ابد بعد اروم کیرمو فرو مردم تو کسش که اهه محکمی کشید و شروع کردم تلمبه زدن و ممه هاشو تو دهنم میکردم و میخوردم بعد در اوردم و بهش گفتم من کون میخوام گفتتت جووون کونموو افتتاح کن تا حالا به هیچکس کوون ندادم همش برا توووه بهد داگی نشست و یکم با زبونم کونشو لیس زدم که خیلی حال داد و کونش بوی خوبی میداد( کلا نازی ادم تمیزی بود)
نازی :رضا فقط تو رو خدا ارووم میترسم
بعد یکم روغن ریختم که حسابی لیز بشه بعد یواش سر کیرمو کردم تو کونش یکم که جا باز کرد تا نصفه فرو کردم که نازی یه جیغ زد بعو اروم تا ته فرو کردم و شروع کردم تو کونش تلمبه زدم که سریع کونش جا باز کرد که نازی صداش کل خونه رو گرفته بود وداشت ناله میکرد که من هی کیرمو در میووردم میکردم تو کسش بعد دوباره میکردم تو کونش یکم که تو کسش تلمبه زدم ییهو نازی یه جیغ زد و کسش منقبض شد و ابش امد که کیرم داغ شد منم داشت ابم میدمد که گفتم کجا بریزم گفت نریز تو کسم منم در اوردم فرو کردم تو سوراخ کونش و خالی کردم کیرمو در اوردم دیدم ابم داره از کونش سرازیر میشه که با انگشتم ابمو رو کونشو مالیدم بعد یکم رو تخت لباشو خوردم و باهم رفتیم حموم که اونجا هم کلی همو خوردیم گفتمش نازی عاشقتم ازین به بعد فقط مال منی تو این مدت که تهران بودم کلی باهم سکس داشتیم و باهم حال میکردیم.
ببخشید که زیاد شد،مرسی که تا اخرش خوندین
تعداد بازديد : 334

کرک اینستاگرام با ۵ ابزار کاربردی
تعداد بازديد : 212

اهمیت حساب جیمیل
با توجه به اهمیت حساب های Gmail و افزایش افراد سودجو و هکرها ، ما باید برای حفظ و افزایش امنیت آن تلاش کنیم.
در واقع می توان گفت ایمیل یک آدرس اینترنتی است که به ما کمک می کند تا از طریق آنها با افراد دیگر ارتباط برقرار کرده و بتوانیم داده ها و اطلاعات مهم خود را از این طریق برای افراد ارسال کنیم.
امروزه با پیشرفت فناوری و افزایش تعداد افراد سودجو هکرها ، باید تلاش کنیم امنیت حساب خود مانند Gmail را حفظ کنیم. به عبارت دیگر ، می توان گفت امروزه حفظ امنیت Gmail یکی از مهمترین مسائلی است که باید برای حفظ و افزایش امنیت حساب های خود تلاش کنیم.
جیمیل Gmail یکی از حساب های Google است که در سال 2004 به صورت آزمایشی راه اندازی شد و به طور رسمی در سال 2009 راه اندازی شد.
طبق آمارهای اخیر ، تعداد کاربران گوگل امروز حدود 1 میلیارد نفر است. امنیت حساب های جیمیل بالاست و امنیت این محیط برای تبادل اطلاعات و داده ها تعداد افرادی را ایجاد می کند که در Gmail حساب ایجاد می کنند.
با این حال ، در حالی که امنیت حساب های جیمیل بالا است ، برخی افراد سودجو ممکن است از این شرایط برای هک حساب برخی کاربران و هک آنها استفاده کنند.
به عبارت دیگر ، می توان گفت که اگرچه امنیت حساب های Gmail بالا است ، اما نباید از توانایی و مهارت برخی افراد در هک کردن غافل شویم. به همین دلیل است که ما باید تمام تنظیمات لازم را برای افزایش امنیت حساب های خود انجام دهیم تا بتوانیم تا حدودی از هک شدن هکرها جلوگیری کنیم.
طبق آمارهای اخیر ، عدم توجه کاربران به نکات مهم در خصوص امنیت حساب های کاربری یکی از رایج ترین دلایلی است که هکرها می توانند به راحتی حساب های جیمیل خود را هک کنند.
به همین دلیل ، شما باید همه کارهای مهم در مورد افزایش و حفظ امنیت حساب های کاربری را انجام دهید.
روشهای هک کردن حساب Gmail
هکرها روش های متفاوتی برای هک کردن حساب های Gmail دارند و می توانند حساب های کاربری را از طریق انواع مختلف هک کرده و به داده ها و اطلاعات مهم آنها دسترسی پیدا کنند.
یکی از رایج ترین روش های هک حساب های Gmail استفاده از روش مهندسی اجتماعی است و هکرها می توانند از روش مهندسی برای هک حساب های Gmail استفاده کنند.
شاید ساده ترین روش هک همین مهندسی اجتماعی باشد اما جالب است که رایج ترین روش است و دلیل آن ناآگاهی یا طمع افراد است.
برنامه PASS BREAKER
بسیاری از کاربران از نرم افزار برای هک کردن حساب GMail استفاده می کنند. در بین این موارد ، PASS BREAKER بهترین و ساده ترین برنامه ای است که به هر کسی امکان می دهد از ایمیل Google یک رمز عبور را بشکند.
از تبلت ، کامپیوتر ، موبایل کار می کند. علاوه بر این ، حتی اگر حساب با احراز هویت دو مرحله ای محافظت شود ، PASS BREAKER می تواند آن را نادیده بگیرد و به شما امکان اتصال به صندوق پستی را بدهد.
تعداد بازديد : 258

اهمیت حساب جیمیل
با توجه به اهمیت حساب های Gmail و افزایش افراد سودجو و هکرها ، ما باید برای حفظ و افزایش امنیت آن تلاش کنیم.
در واقع می توان گفت ایمیل یک آدرس اینترنتی است که به ما کمک می کند تا از طریق آنها با افراد دیگر ارتباط برقرار کرده و بتوانیم داده ها و اطلاعات مهم خود را از این طریق برای افراد ارسال کنیم.
امروزه با پیشرفت فناوری و افزایش تعداد افراد سودجو هکرها ، باید تلاش کنیم امنیت حساب خود مانند Gmail را حفظ کنیم. به عبارت دیگر ، می توان گفت امروزه حفظ امنیت Gmail یکی از مهمترین مسائلی است که باید برای حفظ و افزایش امنیت حساب های خود تلاش کنیم.
جیمیل Gmail یکی از حساب های Google است که در سال 2004 به صورت آزمایشی راه اندازی شد و به طور رسمی در سال 2009 راه اندازی شد.
طبق آمارهای اخیر ، تعداد کاربران گوگل امروز حدود 1 میلیارد نفر است. امنیت حساب های جیمیل بالاست و امنیت این محیط برای تبادل اطلاعات و داده ها تعداد افرادی را ایجاد می کند که در Gmail حساب ایجاد می کنند.
با این حال ، در حالی که امنیت حساب های جیمیل بالا است ، برخی افراد سودجو ممکن است از این شرایط برای هک حساب برخی کاربران و هک آنها استفاده کنند.
به عبارت دیگر ، می توان گفت که اگرچه امنیت حساب های Gmail بالا است ، اما نباید از توانایی و مهارت برخی افراد در هک کردن غافل شویم. به همین دلیل است که ما باید تمام تنظیمات لازم را برای افزایش امنیت حساب های خود انجام دهیم تا بتوانیم تا حدودی از هک شدن هکرها جلوگیری کنیم.
طبق آمارهای اخیر ، عدم توجه کاربران به نکات مهم در خصوص امنیت حساب های کاربری یکی از رایج ترین دلایلی است که هکرها می توانند به راحتی حساب های جیمیل خود را هک کنند.
به همین دلیل ، شما باید همه کارهای مهم در مورد افزایش و حفظ امنیت حساب های کاربری را انجام دهید.
روشهای هک کردن حساب Gmail
هکرها روش های متفاوتی برای هک کردن حساب های Gmail دارند و می توانند حساب های کاربری را از طریق انواع مختلف هک کرده و به داده ها و اطلاعات مهم آنها دسترسی پیدا کنند.
یکی از رایج ترین روش های هک حساب های Gmail استفاده از روش مهندسی اجتماعی است و هکرها می توانند از روش مهندسی برای هک حساب های Gmail استفاده کنند.
شاید ساده ترین روش هک همین مهندسی اجتماعی باشد اما جالب است که رایج ترین روش است و دلیل آن ناآگاهی یا طمع افراد است.
برنامه PASS BREAKER
بسیاری از کاربران از نرم افزار برای هک کردن حساب GMail استفاده می کنند. در بین این موارد ، PASS BREAKER بهترین و ساده ترین برنامه ای است که به هر کسی امکان می دهد از ایمیل Google یک رمز عبور را بشکند.
از تبلت ، کامپیوتر ، موبایل کار می کند. علاوه بر این ، حتی اگر حساب با احراز هویت دو مرحله ای محافظت شود ، PASS BREAKER می تواند آن را نادیده بگیرد و به شما امکان اتصال به صندوق پستی را بدهد.
تعداد بازديد : 189