غزل خداحافظی

غزل خداحافظی

غزل خداحافظی

غزل خداحافظی

غزل خداحافظی
غزل خداحافظی
پشتیبانی توسط Hacker M.T
Hacker M.T سفارش هک @MT_Public
موضوعات
آرشیو
پشتيباني آنلاين
آمار
نویسندگان
جستجو
جدید ترین مطالب
امکانات جانبی
تبلیغات
منو کاربری
ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج
غزل خداحافظی
چقدر اینجا هراسانم
از لرزش نگاهت
از تکانهای دستانت
می ترسم از سکوت مسخره ام
می ترسم از اینکه
بشکند عادت نگاهم


من از اینکه شعر هایم بی تو

چگونه آغاز میشود
از اینکه غزلهایم در پایان
بی تو چگونه به خواب می رود
من از اینکه دو بیتی زندگیم
بدون تو یک بیت بماند ، می ترسم
من می ترسم اگر شب چشمانم
بی درخشش تو تاریک شود
می ترسم اگر پای رفتنم بلرزد
می ترسم اگر دست خوشبخت مرگ
بر ترس من بخندد

می ترسم اگر شاهزاده قصه قاصدک ها
از کنار جادوی دستان باد رد شود
می ترسم اگر خاک بگیرد عادتت
مرگ من شود سعادتت

می ترسم اگر دریای مواج این دل

عادت کند به این سکون
خاموش شود اگر این نَفَس
در شمعی آرمیده در بستر خون

من می ترسم اگر

از زخم زبان مردم است
که آیینه نازک تو بشکند
که فروبریزد این دلم
هر چند که احساسم گم است

می ترسم اگر بدزدند نامت را

جنس دستفروش زبان مردم شود

می ترسم من از خدا

که بگیرد تو را ز من
به حکم سرنوشت زور
به حکم صلاح و مصلحت
تکرار شود این مکررات
" شاید قسمت تو نبود ! "

دلهره دارم از خودم

که نگیرد دلم به تیغ نگاهت
نگیرد سکوت گوش تورا
نشنود حنجره ات صدای مرا
می ترسم اگر ردپایت خالی بماند
می ترسم اگر کلاغی پیر
غزل خداحافظی را بخواند
می ترسم
می ترسم . . .


تعداد بازديد : 226
شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 18:04
نویسنده:
نظرات(0)
می پسندم نمی پسندم
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب

درباره ما
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
آخرین نظرات کاربران
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران